خرید بک لینک
از مارگارت که ذکر خیرش در پست قبلی رفت پرسیدیم آیا هوش مصنوعی هم مشمول کپی‌رایت می‌شود؟او تبیین داد که در استرالیا، آثار تولیدشده توسط هوش مصنوعی تحت حمایت کپی‌رایت قرار نمی‌گیرند، زیرا قانون کپی‌رایت استرالیا وجود یک «پدیدآورنده انسانی» را الزامی می‌داند. از آنجا که هوش مصنوعی انسان نیست، خروجی‌های آن به‌عنوان «اثر» در چارچوب قانون کپی‌رایت شناخته نمی‌شوند. با این حال، به یک نکته مهم اشاره کرد:اگر یک انسان به‌طور اساسی محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را ویرایش، بازسازی یا بهبود دهد، ویرایش نهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

چرخ خیاطی در کتابخانه کتابخانه‌های عمومی که فضاهایی با عنوان makerspace دارند و در آن ابزار کار (مثل چرخ خیاطی، دوربین و استودیوی فیلم‌برداری، ...) را به مجانی در اختیار اعضا قرار می‌دهند چقدر می‌توانند در دسترسی برابر به فرصت‌ها نقش داشته باشند.نظر یکی از کاربران کتابخانه محل که ترجمه‌اش را گذاشته‌ام بخوبی منعکس کننده این واقعیت است:من مرتب از فضای Makerspace استفاده می‌کنم و واقعاً برای من یک نعمت بوده است.خیلی خوب است که جایی دارم تا بتوانم بدون خرج کردن پول، به سرگرمی مورد علاقه‌ام بپرداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

توفیق یار شد و امسال در کنفرانس انجمن کتابداری استرالیا (آلیا) که هر دو سال یکبار برگزار می‌شود در سیدنی حضور یافتم. گزارش یکی از بهترین سخنرانی‌هایی که در این کنفرانس شرکت کردم را در ذیل آورده‌ام:در استرالیا یک نفر از هر سه نفر احساس تنهایی می‌کند. این احساس تنها در جوانان و سالمندان بیشتر است. در اکتبر ۲۰۲۵ با هدف نزول تنهایی و رشد ارتباطات اجتماعی طرحی بین دفتر انسجام اجتماعی دولت استرالیا با انجمن کتابداری استرالیا شکل گرفت. در راستای این طرح برنامه‌ای با عنوان Build, Grow, Protect —«بساز، رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

هر سال در استرالیا، در یک روز و یک ساعت مشخص، میلیون‌ها کودک در مدرسه‌ها، کتابخانه‌ها، مهدکودک‌ها، کتابعرضهی‌ها و خانه‌ها، همگی با هم یک کتاب را بلند می‌خوانند. این رویداد دوست‌داشتنی را با نام National Simultaneous Storytime یا به اختصار NSS می‌شناسند و یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای جمعی کتاب‌خوانی در جهان است.امسال در روز چهارشنبه ۲۷ مه ۲۰۲۶، رأس ساعت ۱۲ ظهر، میلیون‌ها کودک و بزرگسال در سراسر استرالیا گرد هم میآیند تا کتاب Luna Roo: The Kangaroo Baller را با هم بخوانند. قهرمان این داستان، کانگوروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

در ایران دو مجموعه خوب و مجانی از کتاب‌های دیجیتال کودکان می‌شناسم که یکیش کتابخانه دیجیتال کودکان و نوجوانان در کتابخانه ملی ایران است. متن دقیق کتاب‌ها در دسته‌بندی‌های مبحثی متنوع قرار گرفته‌اند و کتاب‌های گویا هم در این مجموعه هست. دومی یک مجموعه فاخر که شاید کمتر شناخته شده باشد چون کانال تلگرامش فقط دو هزار و اندی عضو دارد با عنوان با کودکان در بیمارستان( شورای کتاب کودک). این کانال ادامه راه داوطلبانی بود که میرفتند بیمارستان‌های کودکان برای کودکان کتاب می‌خواندند و در دوران کرونا مجبور شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

یکی از ابتکارات کتابخانه حسینیه ارشاد که از بهترین کتابخانه‌های عمومی ایران است این بود (و امیدوارم همچنان باشد) که نوزادان تازه متولد شده را به عضویت کتابخانه درمیآوردند و کارت عضویت را همراه چند کتاب هدیه برایشان ارسال می‌کردند. من هم برای برخی بچه‌های فامیل همین کار را کردم. بعنوان کادوی تولد از کتاب هدهد کتاب سفارش میدادم و به آدرس خانه نوزاد تازه متولد شده میفرستادم. والدین هم ذوق میکردند که نوزادشان هنوز هیچی نشده هویت دارد و به اسمش بسته پستی میآید.در روایتی مشابه تصور کنید یک روز معمولادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

تحقیقات اخیر حاکی از آن است حدود یک‌چهارم استرالیایی‌ها در طول یک سال حتی یک کتاب هم نمی‌خوانند. از طرف دیگر، پژوهش دانشگاه دیکن نشان داده نزدیک به ۲۹ درصد دانش‌آموزان در اوقات فراغت خود هیچ ارتباطی با کتاب‌خوانی ندارند.در عصری که کودکان و نوجوانان ساعت‌های طولانی را میان شبکه‌های اجتماعی و کلیپهای کوتاه می‌گذرانند، این آمار برای بسیاری از فعالان فرهنگی و آموزشی زنگ خطر محسوب می‌شود چرا که ثابت شده است که بحران کتاب‌نخواندن فقط یک مسئله فرهنگی ساده نیست؛ بلکه مبحثی مرتبط با آموزش، سلامت روان، انادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

زنى كه يسرِسه‌چرخه سوارش را هُل مى داد، با ديدن ما، بچه‌اش را از روى سه چرخه قابيد و بغل كرد و بعد از رد شدن‌مان بچه را دوباره روى سه چرخه كَذاشت...دختربچه اى از دور آمد و روبه رویمان ايستاد...كَفت «خاله، بچه‌ات ديوونه اى چيزيه؟» بدون اين كه فكر كنم، در لحظه، انگار كه از قبل آماده باشم، با صداى بلند كَفتم «اين حرف بديه، ديگه نگى ها. اين بجه اوتيسم داره. تكرار كن، بگو اوتيسم.» دخترك بادهان بازى كه دورش چرب بود و خرده‌هاى چيپس بهش حسبيده بود نكَاهم كرد. اين بار آرام تر گفتم «يه بار بگو اوتيسم.» دخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

ایده اصلی Culture Counts جالب است. آن‌ها می‌گویند اگر فقط تعداد اعضا، تعداد کتاب‌های امانت‌گرفته‌شده یا آمار مراجعه‌کنندگان را بشماریم، بخش بزرگی از داستان را از دست داده‌ایم. ارزش واقعی کتابخانه در چیزهایی نهفته است که اندازه‌گیری آن‌ها دشوارتر است: احساس تعلق، کم شدن انزوا، صعود اعتمادبه‌نفس، فرصت‌های یادگیری، ارتباطات اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی. به همین دلیل، این سازمان از هزاران کاربر کتابخانه در سراسر استرالیا نظرسنجی می‌کند تا این پیامدهای کمتر دیده‌شده را نیز ثبت کند. این سازمان چطوری بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:51

آقا یا خانم اسماعیلی کامنت زیر را برای پست قبلی گذشتهاند که مایه دلگرمی است. فقط کاش مینوشتند که این کتابخانه جذاب کجاست:مطلب شما را در لیزنا خوندم ، در آخرین بند مطالبتان امیدوارم روزی برسد که کتابخانههای ایران، مکانِ سوم مردم بشوند. روزی که کودکان و نوجوانان بروند کتابخانه که بازی کنند. مادران بچهها را بیاورند کتابخانه که جلسات قصهگویی شرکت کنند و با دیگر مادران تجارب فرزندپروری را به اشتراک بگذارند. بزرگترها در جلسات کتابخوانی گروهی و کارگاههای آموزشی مختلف شرکت کنند. سالمندان در مبلهای راحت کتابخانه لم بدهند و روزنامه بخوانند و با دوستشان صحبت کنند.کتابخانه های عمومی در ایران هم دیگر تبدیل به همین طور جایی شده و بهتراست افسوس نخورید.ما در کتابخانه یمان قصه گویی داریم، جلسات تفسیری قران برای مامانهاف آمورزش خیاطی، بافتنی با چاشنی کتاب داریم ، کارگاه های مادر و کودک برگزار می کنیم و ...کودکان در شیفت عصر و پنج شنبه یعنی بعد ازاتمام درس خود کتابخانه را مکان سومی به دور از مدرسه و خانه می دانند.مکانی امن برای دوستی و دوستان و بهترین دوست یعنی کتابشاهد عینی مطلب همین دیروز یک گروه پسر ابتدایی برای مسابقات شطرنج در بخشی کودک کتابخانه مشغول بازی بودند ،یک گروه از دختران ابتدایی با هم قرار گذاشتند تا کاردستی درست کنند و عده ای هم توپ به دست در حیاط کتابخانه توپ بازی می کردند. ها تعدادی از بچه ها هم از کامپیوتر کتابخانه برای تحقیق استفاده می کردندو تعدادی هم با دوستانشان درس و رفع اشکال درسی برطرف می کردند. و سرتون را درد نیاوردم شاید قهوه ای برا رفع خستگی نباشد ولی بساط شادی خوشحالی بچه ها اینجا در کتابخانه های عمومی پابرجاست و همکاری هم کافه زده است با هزینه شخصی به اسم کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1402 ساعت: 15:52

دارم کتاب «هنوز میتوانم ببینم» اثر تازه منتشر شده استاد عزیزم بهار رهادوست را میخوانم. خیلی جاها حرف دل مرا زدهاند. مثلا:صفحه ۱۷: این همه پژوهش سفارشی و غیرسفارشی در مجلات داخلی و خارجی که خیلیها را از پلههای نردبان ارتقا بالا میبرد و باعث میشود مدیران و معلمان جعلی جوانان را هم مثل خود آلوده کنند، چه تأثیر سازندهای در توسعه کشور ما داشته و دارد؟ آیا افزایش آمار مقالهها و چنین آثاری که در خوشبینانهترین حالت حاصل اطلاعاتزدگی و علمزدگی است، تحقیق و تفکر و تأمل را در فرهنگ جامعه ما نهادینه کرده است و روش زندگی اجتماعی را به نسل جوان آموخته است؟ضفحه ۳۵: «...روندهای انحرافی را که فضای تحقیق را به میدان مسابقه تولید مقالههای بیارزش و قلابی تبدیل کرده است تصحیح کنند».نوشته مرتبط: مقالاتی برای خوشایند آنهاصفحه ۲۱: «همیشه در کلاس از این واقعیت دردناک رنج میبردم که دانشجویانم توان انتقال درست و دقیق ایدهها و پیامهایشان را ندارند. در گفتوگوی شفاهی، جوانهایی بودند خوشفکر که حرفی برای گفتن داشتند و وقتی میخواستند افکارشان را روی کاغذ بیاورند آدمهایی میشدند بدون اعتمادبنفس و ناتوان. نوشتههایشان سرشان بود از پراکندهگویی، شلختگی ذهنی، پرگویی بیفایده و بدنویسی آزاردهنده. میدانستم که بدنویسیشان از تنبلی نیست و خطاها از نظام آموزشی فلجی است که در هیج مقطع تحصیلی به کودکان و جوانان و دانشجویان یاد نمیدهد چهطور بنویسند و افکارشان را به زبان آدمیزاد بیان کنند.»البته بنظرم بخشی از بدنویسی دانشجویان ریشه در عدم مطالعه آنها دارد. برخیهاشان در زندگی حتی یک رمان یا روزنامه نخواندهاند. باید بخوانند تا یاد بگیرند بنویسند.نوشته مرتبط: جای خالی نگارشهای به زبان آدمیزاد درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 8:17

خاله جان روضه داشت.گفته بود بروم کمکش و چای بدهم دستِ مردم. خانم جلسهای حرف حساب نمیزد و چیزهایی میگفت که نه بدردِ دنیای مردم میخورد و نه آخرتشان. اما قسمتِ خوبِ برنامه بعد از اتمام سخنرانی شروع میشد. خانمها مینشستند به گپ زدن و چای خوردن و برخیهاشان هم با چیزهایی مثل عسل و رخت و لباس که برای فروش آورده بودند توی هال بساط پهن کرده بودند. خانمها آنقدر مینشستند تا خاله با گفتنِ اینکه پسرم از سرِ کار آمده و در ماشین منتظرست که شماها بروید و بیاید خانه، شیک و مجلسی بیرونشان میکرد. شنیدم یکی از خانمها گفت حیف شد محرم و صفر تمام میشود و دیگر روضهای نیست. گفت برای من روضه یک تفریح است که دوستانم را ببینم. دیدم راست میگوید. کجا برود از اینجا بهتر؟ پارکها که با وجود معتادان آنقدرها امن نیستند و در سرما و گرمای شدید هم نمیشود رفت. کافیشاپها که گران و پر از دود هستند. مساجد که فقط وقت نماز باز هستند. رفت و آمد خانگی هم که هزینه دارد. ادامه در لیزنا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 8:17

توسط مریم صراف زاده | سه شنبه هفدهم آبان ۱۴۰۱ | 8:19 ۱. «بروم برای خواهرزادهام کتاب امانت بگیرم». این جملهای است که یکی از شاگردان افغانم که متولد ایران است در پایان هر جلسه کلاس زبان میگوید. کلاس زبانمان در کتابخانه عمومی محل تشکیل میشود. بخاطر جمعیت بزرگ افغاننشین، بخشی از مجموعه کتابخانه به کتابهای فارسی اختصاص یافته است و یک قفسه هم حاوی کتابهای کودکان است. او میرود و برای خواهرزاده پنج سالهاش که ساکن ایران است کتاب قصه امانت میگیرد. میگوید هر وقت تلفنی صحبت میکنند مشتاقانه منتظر است تا خاله جان برایش کتاب بخواند. خوشحال میشوم که تشویقش کردم به مطالعه و از اثرات خواندن برای کودکان برایش گفتم. عشق به کتاب را مدیون پدر بزرگوارم و آگاهی از پیامدهای مثبت مطالعه و خواندن را مدیون کتابداری و کلاسهای درس نوشآفرین انصاری و زندهیاد ثریا قزل ایاغ و شادروان منصوره راعی در دوره کارشناسی و ارشد کتابداری هستم و همه جا به کارم میآید.۲. سالها پیش وقتی دوره دکترایم را در استرالیا شروع کردم، تنها دانشجوی ایرانی بودم که تایپ کردن با دور تند را بلد بود. آن هم بخاطر اینکه در دوره کارشناسی کتابداری جزو یکی از درسهایمان بود. برای درس تایپ فارسی و لاتین ما را فرستادند به آموزشگاهی در خ کریمخان زند که خیلی حرفهای آموزش میدادند و بعد یکی از مهارتهایی شد که تمام عمر بدردم خورد.۳. حالا که معلم زبان شدهام، مهارتهای جستجوی حرفهای که باز هم از کتابداری آموختهام بدردم میخورد. برای خودم یک موتور جستجوی شخصیسازی شده در گوگل ساختهام که فقط منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 15:12

توسط مریم صراف زاده | چهارشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۱ | 0:33 در یک وبلاگ و یا وبسایت دنبال مطلبی هستید. اما امکان جستجو ندارد و یا موتور جستجوی باکیفیتی ندارد و مطلبی را که مطمئن هستید قبلا در آن دیدهاید و باید باشد برایتان نمیآورد.دنبال ادامه تحصیل در خارج و یا فرصت مطالعاتی هستید. میخواهید بدانید کدام دانشگاه یا گروه آموزشی موضوع پژوهشی مدنظر شما را کار میکند که اقدام کرده و درخواست بدهید. گوگل را جستجو میکنید و هزاران نتایج نامرتبط و تبلیغاتی از همه جای وب برایتان میآورد و ساعتها وقت شما تلف میشود تا به آنچه میخواهید برسید و شاید هم اصلا نرسید.راهحل این سناریوها، جستجوی پیشرفته گوگل و قسمت site or domain است که باید در جعبه جلوی آن اسم سایت یا دامین را تایپ کنید. توضیحات مفصلتر را در این فیلم ویدئویی ده دقیقهای ببینید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 15:12

توسط مریم صراف زاده | پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۱ | 2:13 کَرُل دختر ۱۹ ساله کلمبیایی است. صبح که میآید کلاس میبینم مچش را بسته است. وقتی میپرسم میفهمم دو جا بهعنوان نظافتچی کار میکند. هم صبحها قبل از کلاس و هم عصرها. دنیل سر کلاس چرت میزند. وقتی میپرسم میگوید از ۵ تا ۸ صبح کار نظافت ساختمان انجام میدهد. پِپِر و ویولتِ تایلندی دیر میآیند سر کلاس و میفهمم تا دو نیمه شب سر کار هستند. آلینسو هم تا ۱۲ شب کار نقاشی ساختمان انجام میدهد. ملیسای تایلندی هم مچش را بسته است. او ماساژورست و سخت کار میکند. دنیس، پسر ترکیهای با دوچرخه الکتریکی که هفتهای ۷۵ دلار اجاره کرده کار تحویل غذا را انجام میدهد. تا دیر وقت شب کار میکند. رامولا، پسر ۳۲ ساله برزیلی است که در کشور خودش کارمند بانک بوده و در اینجا دستیار آشپزخانه در یک رستوران است. خوزه اهل ونزوئلاست و با همسرش آمده. سه جا کار میکند. از جمله در کارواش و هتل و پیتزا دلیوری. در کشور خودش مهندس بوده و از بدرفتاری کارکنان کارواش با خودش گلهمند است. کِلِی در برزیل مدیر بوده و اینجا در رستوران کار میکند. آنا در شیلی معلم دبستان بوده و اینجا نظافتچی است.دانشجویان خارجی یکی از عوامل اصلی رونق اقتصادی استرالیا هستند. جمعیت بزرگی از این دانشجویان را کسانی تشکیل میدهند که برای دورههای فشرده زبان انگلیسی معروف به Elicos میآیند. آنها که با ویزاهای شش ماهه تا یک ساله در آموزشگاههای زبان انگلیسی درس میخوانند شهریهای بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ دلار در هفته، بسته به نوع آموزشگاه، پرداخت میکنند. برای تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد نصیری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 15:12

صفحه بندی